مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

63

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

آنگاه سكينه پيكر حسين ( ع ) را در آغوش كشيد ؛ و گروهى از لشكريان آمدند و او را كشيدند و جدا كردند . « 1 » قرة بن قيس تميمى گويد : « 2 » هنگام عبور زنان از كنار حسين ( ع ) ، ديدم كه فرياد برمىآوردند و سيلى به صورت مىزدند . من سوار بر اسب به آنها نزديك شدم ؛ و منظرهء هيچ زنى را زيباتر از آنان نديدم » . « 3 » ساعتهاى پايانى روز عاشورا سيد بن طاووس مىنويسد : بدان كه در پايان روز عاشورا اهل و عيال حسين ( ع ) به

--> ( 1 ) . اللهوف ، ص 180 - 181 ، ابن نما در مثير الاحزان ، ( ص 77 ) مىنويسد : زنان از كنار پيكر خون‌آلود حسين ، كه از دوستانش اينك دور افتاده بود ، گذر كردند . پس زينب با صدايى اندوهگين و قلبى شكسته بر او گريست ، به طورى كه دل سنگ آب شد و كوههاى استوار از هم پاشيد ! » . ( 2 ) . قرة بن قيس تميمى : وى فرستادهء ابن سعد در اوايل نزول امام ( ع ) در كربلا نزد ايشان بود . آنجا كه‌خطاب به وى گفت : اى قرة ، با حسين ديدار كن و از او بپرس كه براى چه آمده و چه مىخواهد ؟ قره نزد آن حضرت رفت ؛ و چون امام وى را ديد ، فرمود : آيا او را مىشناسيد ؟ حبيب بن مظاهر گفت : آرى ، مردى از حنظلة بن تميم و خواهرزادهء ما است . پس از آنكه نامه را تسليم امام ( ع ) كرد و خواست بازگردد ، حبيب به او گفت : اى قره واى بر تو ، كجا بازمىگردى ؟ نزد قوم ستمگر ؟ اين مرد را يارى كن كه خداوند به وسيلهء پدرانش به تو كرامت بخشيد . قره گفت : پاسخ نامهء فرمانده‌ام را مىبرم و بعد فكر مىكنم ! ( ر . ك . الارشاد ، ج 2 ، ص 85 ) ولى او بر ماندن نزد ستمكاران پاى فشرد ! هنگامى كه حر قصد پيوستن به سپاه حسين ( ع ) را كرد ، او نزديكش بود ، ولى چون به او اعتماد نداشت ، او را از قصد خود آگاه نكرد . قره بعدها ادعا مىكرد كه اگر حر نيّتش را با او در ميان مىگذاشت ، وى نيز با او مىرفت ! ولى او دروغ مىگفت : به اين دليل كه پس از آن نيز با ستمگران باقى ماند ( ر . ك . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 320 ) . شايد هم او قرة بن عمرو بن قيس باشد كه مسعود بن عمرو ازدى وى را به همراه صد تن از ازديان ، هنگامى كه بصريان بر ضد عبيد الله زياد شورش كردند ، به كمك وى فرستاد تا او را به شام برسانند ! ( ر . ك . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 402 ، مؤسسه اعلمى ، بيروت ) . ( 3 ) . مثير الاحزان ، ص 83 ، اين يكى ديگر از نشانه‌هاى پستى و حقارت قره است كه با ديدن آن زنان مصيبت‌زده نه تنها غمگين و دل شكسته نمىشود ، بلكه بر زيبايى و جمالشان تأسف مىخورد .